شوند! اين كار ممكن بود مغولان را نجات دهد، ولي چين را از جمعيت تهي ميساخت. رود زرد هم به شورشيان پيوست و طغيان كرد. سيل، كشور را فرا گرفت و به دنبالش قحطي پديد آمد.
دولت كه دچار تنگدستي بود، اسكناس بدون پشتوانه منتشر كرد و اين كار بازرگاني را فلج ساخت. كوتاه سخن آنكه همه چيز براي خاتمه دادن به حكومت سلسلهٴ يوآن فراهم شد، همهچيز بهعلاوهٴ رهبر لازم براي يك انقلاب: كه مرد فقيري بود به نام يوآن چيانگ.1 او پس از تحصيل در يك مدرسهٴ بودايي، بر اثر اوضاع و احوال موجود به يك رهبر انقلابي مبدل شد.
مقارن سال 1367، درهٴ رود زرد را در دست داشت؛ سال بعد پكن را گرفت، بر تخت امپراتوري نشست و لقب هونگوو را اختيار كرد. نبوغ نظامياش به وي امكان داد تا بر سراسر امپراتوري چيره شود و صلح را برقرار سازد. با نبوغ مديريتش آن را كاملاً نوسازي كرد. وي عادل و بخشنده بود. چين را متحد ساخت؛ بقاياي مغول را از قراقوروم (1372 ـ 1388)، و يوننان (1381)، بيرون راند. براي برقراري خالصترين سنّتهاي چيني (مربوط به سلسلهٴ تئانگ) تلاش زيادي كرد؛ به تنظيم قوانين پرداخت؛ دينهاي بودايي و تائويي را بهعنوان دينهاي رسمي شناخت.
اينها همه در خور ستايش بود، ولي رويهٴ ديگر تصوير اين بود كه نهادهاي سلسلهٴ جديد مينگ عالي تلقي شد و بدون هيچ امكان اصلاحي مورد تجليل قرار گرفت. خود امپراتوري، يعني چونگ كو2 كامل و خودكفا بود. از سال 1350 به بعد، و به عبارت دقيقتر از سال 1368 به بعد، چين از باختر بريد. درست در زماني كه اروپا پيشرفتش را آغاز ميكرد و بهتدريج به راز جواني جاويد (روش تجربي) دست مييافت، امپراتوران مينگ چنان به برتري خويش نسبت به همهٴ بربرهاي بيگانه اطمينان داشتند كه ديگر قادر به فراگرفتن چيزي نبودند و ميپنداشتند رابطهٴ خارجي تنها ميتواند موجب خدشهدار شدن شكوهشان گردد. براي پيشگيري از يك چنين تماسهايي همه گونه تلاشي ميشد؛ تبليغات پنهاني يسوعيان چندان كارگر نبود. نظام خودكامه و خودپسند مينگ را سلسلهٴ منچو نيز تا زمان ما دنبال كرد ـ ولي آن داستان ديگري است كه مورد نظر ما نيست.
اما در سدهٴ چهاردهم، شورشهاي ضد مغولي طبعاً به كُره هم سرايت كرد. در سال 1356، قيامي در كره روي داد. ولي شاهان كره به سلسلهٴ يوآن وفادار ماندند. نتيجهٴ اين كار يك سلسله جنگهاي داخلي ميان شاهان و اميران خراجگزارشان و توسعهٴ بينظمي عمومي بود. اوضاع بر اثر افزايش تاختوتازهاي دريازنان ژاپني و دشواريهاي اقتصادي بدتر شد. تأسيس سلسلهٴ جديدِ لي در سال 1392، به اين كشمكشهاي اجتماعي پايان داد؛ اين سلسله بيش از پنج قرن